محمد تقي جعفري

151

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و اضطرارى . . . بوده و هر نمودى را كه از علَّت و انگيزه اى بروز مىنمايد در بر مىگيرد . اين مفهوم عامّ براى رفتار ، شامل همهء فعّاليّتهاى مغزى و روانى آدمى مىباشد . چنان كه هر گونه گفتار و عمل و انتخاب و حركات دينى ، اخلاقى ، سياسى ، حقوقى ، اقتصادى ، هنرى ، ابداعى ، ادبى ، جنگى و صلحى نيز ، رفتارهاى آدمى محسوب مىگردند . امّا سكون و عدم حركت ، آيا مىتوان گفت : سكون كه همان عدم حركت است نيز مشمول مفهوم رفتار آدمى مىباشد بايد گفت : عدم حركت بر دو نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - عدم حركت به جهت نبودن انگيزه و عامل براى حركت . مانند نخوردن غذا به جهت گرسنه نبودن و عدم استعمال دوا به جهت تندرست بودن . اين نوع از عدم حركتها را نمىتوان رفتار ناميد ، زيرا هيچ عمل و حركتى وابسته به عامل و انگيزه از انسان بروز ننموده است ، تا رفتار ناميده شود . نوع دوم - عدم حركت با وجود عامل و انگيزه اى كه قدرت تحريك داشته باشند ، اگر انسان در برابر انگيزه اى كه قدرت تحريك دارد ، خوددارى و مقاومت نمايد و قدرت تحريك انگيزه را با خوددارى درونى خنثى كند ، رفتارى در آن مورد ابراز كرده است ، چنان كه در انتخاب شخصى براى نمايندگى به يك صنف ، يا به يك جامعه اتّفاق مىافتد . همان گونه كه كسى كه براى شخص مفروض رأى مثبت مىدهد ، رفتارى از خود نشان داده است ، همانطور هم كسى كه رأى منفى داده است ، رفتارى از خود ابراز كرده است ، حتّى كسى كه رأى ممتنع مىدهد ( در حقيقت از رأى دادن امتناع مىورزد ) نيز رفتارى را بروز داده است ، زيرا در برابر انگيزهء رأى مثبت ، خوددارى كرده و يا رأى منفى داده است . 2 - تقسيم رفتار در كشش زمان - رفتار با نظر به زوال و دوام نمود آن در امتداد زمان بر سه قسم عمده تقسيم مىگردد : قسم يكم - رفتار سريع الزّوال - نمودى كه در اين قسم از رفتار بروز مىكند ،